تبليغاتX
ثبت موقت
ثبت موقت
مرا به یاد می آوری؟!
                    

در هستی جستجو کردم

در گذشته ام بودی!خیلی نزدیک،اما دور و دست نیافتنی

در آینده جستجو کردم،امید آمدنت را یافتم اما هر چه زمان گذشت دورتر و دورتر شدی

و امروز خوب می دانم که درونم هستی،در اعماق وجود!

و حال دلم تنگ بودنت و چشمانم منتظر دیدنت است

راستی..مرا به یاد می آوری؟!

|+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 0:26  توسط محدثه  | 

هرگاه بنده ای مرا بخواند آن چنان به سخن او گوش می سپرم که گویی بنده ای جز او ندارم

اما شگفتا

که بنده ی من همه را چنان می خواند که گویی همه خدای اویند جز من!

|+| نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 23:37  توسط محدثه  | 

great

 

 

 

 

|+| نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 22:55  توسط محدثه  | 

؟!!!!!
وقتی می خوایش نیست

وقتی از بودنش می ترسی رهات نمی کنه!

 

تصمیم که می گیری خودت باشی نمی ذاره

اما وقتی می خوای بشی او!بهت می گه دختر...خودت باش!

 

 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 23:18  توسط محدثه  | 

 
business articles