تبليغاتX
ثبت موقت
ثبت موقت
|+| نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 12:51  توسط محدثه  | 

چند سال پیش یه دوستی ازم پرسید که اگه یه نفر رو خیلی دوست داشته باشی،حاضری به خاطرش از مامان و بابات بگذری؟

بهش جواب دادم که اگه واقعاْ عاشقش باشم،آره!

زمان گذشت تا فهمیدم هیچ عشقی بالاتر از عشقی که به پدر و مادرم دارم نیست...

|+| نوشته شده در  چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 22:54  توسط محدثه  | 

دکتر واعظ زاده(استاد فیزیک ۲ که این ترم جونمون رو گرفته!)حرفای بی ربط زیاد می زنه!

در کنار حرفای بی ربطش امروز یه حرفی زد که به نظرم جالب اومد

گفت:

"یه بار یکی ازم پرسید این آتیش جهنم که می گن به نظرت چه جوریه؟

منم گفتم:خوب آدمایی که ظالم بودن و به مردم خیلی ستم کردن،تشریفشون رو می برن تو آتیش و عذاب می کشن،اما آدمایی مثل ما که آزارمون به کسی نمی رسه و سرمون تو کار خودمونه این آتیش چیز دیگه ایه!

پرده ای که رو حقایقه کنار می ره و به همه چیز علم پیدا می کنیم،اونوقته که این دلمون آتیش می گیره که چرا اینا رو خودمون نفهمیدیم یا تو یاد گرفتنش قصور کردیم..."

این حرف رو به خاطر این گفت که عاقل شیم و فیزیک ۲ رو پاس کنیم!!

ولی کلاْ تعبیر جالبی بود...

 

|+| نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 22:42  توسط محدثه  | 

 
business articles