شاید نویی اش ، به غم تازه متولد شده ای بود که لحظه ای آسوده ام نمی گذاشت و"روز"ش به روزی پر دغدغه ام ...
به رسم شروع ، حافظ نگشودم ...
تبریک نداشت!
ماهی در تنگ نبود و سبزه ای یادآور بهار نبود.
سیب نداشتیم تا نعمت "سلامت" یادمان آورد.
هفت سین مان جز سین "سعادت حضور" نداشت. شده بود یک سین!
شب هایش به بازدید نگذشت و روزهایش رنگ تفریح نداشت...
بهار بی دعوت آمد. مهمان خانه مان نشد . اما صدای خنده ی کودکان خبر می داد که همه در آغوشش کشیده اند...
اما این عید با همه ی تلخی اش ، رنگ خدا داشت ...